دانلود مقاله پیشگیری چیست؟What is prevention?

دانلود مقاله پیشگیری چیست؟


جهت دانلود بر روی  مقاله پیشگیری چیست؟ کلیک کنید...

عزیزان مقاله به صورت pdf می باشد...

خوردن 3 موز در روز از سکته پیشگیری می‎کند;

میوه موز به دلیل داشتن پتاسیم سبب کاهش فشارخون و در نتیجه جلوگیری از بروز سکته می‌شود.
به گزارش سرویس دانش و فناوری برنا، تحقیقات دانشمندان انگلیسی و ایتالیایی نشان داده است، خوردن سه موز در روز مانع بروز سکته می‌شود.

به گفته محققان، خوردن یک موز برای صبحانه، یکی برای ناهار و یکی برای عصرانه می‌تواند پتاسیم لازم بدن را تهیه کند و سبب کاهش انسداد خون در مغز تا 21 درصد شود.

یافته‌ها نشان می‌دهد مصرف مواد غذایی غنی از پتاسیم همچون؛ اسفناج، آجیل، شیر، ماهی و عدس از سکته پیشگیری می‌کنند.

بر اساس گزارش زی نیوز، هر موز معمولی حاوی 500 میلی گرم پتاسیم است که مصرف آن سبب کاهش فشارخون و کنترل تعادل مایعات در بدن می‌شود. میزان پتاسیم مورد نیاز بدن در یک جوان حدود 3600 میلی گرم در روز است.

البته باید توجه داشت که مصرف زیاد پتاسیم نیز سبب تپش قلب، کج خلقی، حالت تهوع و اسهال می‌شود.

بر اساس این تحقیق، مصرف بیشتر غذاهای حاوی پتاسیم و در کنار آن کاهش میزان نمک، سبب کاهش میلیونی میزان مرگ و میر جهانی در اثر سکته می‌شود.

در حال حاضر مصرف پتاسیم در بیشتر کشورهای جهان در زیر حد معمول قرار دارد.

تصمیم گیری درست با این ۹ روش

وقتی دانشمندان علوم اعصاب فعالیت مغز را در طول یک آزمایش تصمیم‌گیری ساده بررسی کردند، متوجه شدند که افراد معمولاً ۱۰ ثانیه قبل از اینکه آگاه شوند تصمیم گرفته‌اند، تصمیم می‌گیرند.

چشم‌انداز مغز ما محل منطقی نیست.

ما هنوز هم همان مغز عصر حجری پیشینیانمان _ حجمی از احساسات، خاطرات ناقص و یک محدوده توجه کوتاه _ را داریم. مغز ما هیچوقت همه حقایق برای گرفتن تصمیم “ایدآل” را در خود ندارد.

از اینجا داستان بدتر می‌شود. حتی گاهی بدون اینکه بدانیم تصمیم می‌گیریم.

لطفا به ادامه مطلب بروید...



ادامه نوشته

هیچ تغییر بی حکمت نیست!


داروینیسم تلفن ها


کاریمدیکاتور1



- اگه صد میلیون پول داشتی چیکار میکردی؟
- سوالات کنکور رو میخریدم
- چرا؟
- که دکتر بشم به مردمم خدمت  کنم.

کارآفرینی اجتماعی چیست؟

سازمان هایی مانند بانک جهانی نقش کارآفرینان اجتماعی را هم در کشور های توسعه یافته و هم در کشور های در حال توسعه بیشتر کرده­ اند. هر ساله کنفرانس­ ها و سمینارهای متعددی در سطح دنیا به بررسی این موضوع می پردازند و سازمان ­های غیردولتی و سازمان­ های غیر انتفاعی، به طور فزاینده­ای دست به انتشار کتاب، دستورالعمل و فیلم برای بررسی نیاز کارآفرینان اجتماعی زده ­اند.

دانشگاه های بزرگی مانند هاروارد و استنفورد منابع قابل ملاحظه ای را به این امر اختصاص داده و تلاش خود را برای گسترش برنامه ها، نشریات و بورسیه تحصیلی در این زمینه افزایش داده اند. هر چند زبان کارآفرینی اجتماعی تازه و نو است و نسبت به گذشته توجهات بیشتری را به خود جلب کرده است با این حال موضوع جدیدی نمی باشد.



لطفا به ادامه مطلب بروید...
 

ادامه نوشته

۱۲ روش تسکین درد کمر




کمردرد یکی از شایعترین دلایل مراجعه بیماران به پزشک و مصرف داروهای مسکن است. در آمریکا حدود ۸۰% مردم (از پیر تا جوان) حداقل یک بار در عمر خود کمر درد را تجربه کرده اند. در بعضی افراد این کمر دردها مکرر هستند و ممکن است حتی هرروز به سراغ آنها بیایند و در برخی افراد (مثلا جوانترها) ممکن است درد کمر بعد از یک فعالیت سنگین (مانند جابجایی بار) یا کشش کمر (مثلا بعد از خم شدن برای برداشتن یک خودکار) ایجاد شوند.

این دردها گاه ناتوان کننده هستند و بیمار حاضر است هرکاری بکند تا از شر این ناراحتی خلاص شود. در اینجا ما ۱۲ روش تسکین و بهبود این دردها را با هم مرور می کنیم:

۱- دوره استراحت کمتر

شایداست این مورد خلاف انتظار به نظر برسد، اما تجربه نشان داده، افرادی که بیش از حد در رختخواب می مانند تا دردکمر آنها خوب شود، عملا روزهای بیشتر را با کمر درد درگیر خواهند بود.معمولا توصیه میشود تا ۳ روز استراحت نسبی برای موارد کمردرد حاد در نظر گرفته شود. بهتر است هرچه زودتر کار و فعالیت متعادل شروع شود تا دردکمر زودتر پایان یابد.

۲- فعالتر بودن

فعالیت صحیح معمولا به بدن کمک می کند تا وضع صحیح ایستاده خود را به دست آورد و کمتر دچار درد در ستون فقرات شود. بخاطر داشته باشید این فعالیت باید صحیح باشد و مثلا فعالیتی مانند کارهای باغبانی اصلا توصیه نمی شود. همچنین سعی کنید حرکاتی قبلا منجر به بروز کمر درد شده اند را تکرار نکنید.

۳- حفظ وضع صحیح بدن

ممکن است که درد شما بطور ناگهانی شروع شده باشد، اما بذر این درد معمولا بطور مخفیانه کاشته یم شود، با نشستن یا ایستادن در حالت غلط، فشار زیادی به فقرات وارد می شود. تنها یک خم شدن نا مناسب موقع مسواک زدن می تواند تا ۵۰% فشار وارده به فقرات کمری شما را افزایش دهد.




۴- با پزشک خود مشورت کنید

همه دردهای کمر از یک قماش نیستند. در بعضی افراد این درد بخاطر ضعف عضلات کمر است و در بعضی به خاطر سابقه یک ضربه و یا در بعضی بخاطر دیسک کمر و … . بنابراین یک قانون کلی برای درمان بیماران نداریم و درمان ویژه هر بیمار باید برای او طراحی شود. در پزشکی تاکید بر روی هر فرد خاص است و بنابراین هیچگاه نمی توان قوانین درمانی را به همه بیماران تعمیم داد.

۵- تقویت عضلات شکم

ضعف عضلات شکمی باعث بیشتر شدن فشار وارده به فقرات کمر می شود. بنابراین تقویت عضلات اطراف فقرات و عضلات شکمی می تواند نقش موثری در کاهش دردکمر داشته باشد.

۶- افزایش انعطاف بدنی

افزایش انعطاف بدنی می تواند به توزیع مناسب فشار در نقاط مختلف بدن کمک کند و از زحمت فقرات دردکشیده بکاهد. یک حرکت خوب این است که در لبه تخت بنشینید، یک پا را کاملا دراز کنید و کف پای دیگر را راحت روی زمین قرار دهید. سپس آرام بدن خود را روی پای درازشده بکشید.




۷- استفاده از ارتوزها و محافظهای طبی

پشتیبانها و محافظهای فقرات که در انواع مختلف در بازار هستند می توانند در فشارهای زیاد به فقرات کمک کنند. اما دقت کنید که این ارتوزها نباید زیاد استفاده شوند، چون باعث تنبلی عضلات کمری شده و وضع را بدتر خواهند کرد.

۸- یخ و آتش

در حوادث ناگهانی بهتر است ابتدا محل التهاب یا تورم را سرد نگه دارید و بعد از ۱-۲ روز محل را گرم کنید. البته این روش برای تمام موارد قابل توصیه نیست. در عین حال بعضی پزشکان معتقدند این روش تاثیر چندانی در فرآیند بهبودی ندارد و حتی ممکن است در اثر گرما و سرمای کنترل نشده به پوست و عضلات صدمه وارد شود.

۹- وضع درست خوابیدن

شما حدود یک سوم عمر خود را خواب هستید، بنابراین وضع صحیح خواب می تواند تاثیر زیادی در سلامت فقرات و دستگاه اسکلتی شما داشته باشد. جای خواب نباید زیاد نرم یا زیاد سفت باشد. قوسهای طبیعی در کمر و گردن باید حفظ شوند.

افرادی که به پهلو می خوابند بهتر است بالش کوچکی را بین دو زانوی خود قرار دهند. / افرادی که به پشت می خوابند، بهتر است بالش کوچکی را زیر زانوهای خود بگذارند. / افرادی که به شکم (دمر) می خوابند، باعث ایجاد فشار شدید بر فقرات گردن و کمر خود میشوند.



۱۰- ترک سیگار

شاید به نظر نامربوط بیاید. اما سیگار کشیدن همانطور که می تواند به قلب و ریه شما آسیب بزند، می تواند بر عروق خونی تغذیه کننده بافت محافظ فقرات هم اثر گذاشته و باعث کاهش خونرسانی به عضلات و نسج نرم اطراف کمر شود. تحقیقات ثابت کرده است که سیگاریها به شدت در معض ابتلا به کمر درد هستند.

۱۱- حرف بزنید

در بسیاری موارد کمردرد در اثر مشکلات عصبی و استرسهای روزمره تشدید میشود. اگر احساس می کنید کمردرد شما ارتباطی با ناراحتی عصبی-روحی دارد، بهتر است با مشاور روانشناسی خود حرف بزنید. بسیاری از بیماریهای روان مانند افسردگی و اضطراب، خود را به صورت دردهای جسمی مانند کمردرد نشان می دهند.

۱۲- از روشهای ریلکسیشن (تن آرامی) استفاده کنید

ثابت شده است که روشهای تن آرامی مانند نفسهای عمیق و شمرده، تکنیکهای مدیتیشن و ریلکسیشن و کاهش استرس عضلات، می تواند در بیماران احساس بهتری ایجاد کند و از شدت در  آنها بکاهد.

با بکار بستن این ۱۲ روش در کنار برخوردار بودن از مراقبتهای پزشکی-درمانی، می توانید کمردرد خود را تا حد زیادی کاهش داده و حتی از بین ببرید. شاید روشهای دیگری هم باشند که در این لیست به آنها اشاره نشده است. آیا شما روشهای دیگری برای کاهش درد کمر می شناسید؟ آیا تا بحال خودتان هم دچار کمردرد شده اید؟ نظرات و تجربیاتتان را با ما در میان بگذارید.

منبع: وب ام دی



در چه ماهی باید متولد میشدید؟

این تست را بادقت جواب دهید و گزینه هایی که انتخاب میکنید اعداد مقابلشان را باهم جمع کنید تا در آخر معلوم شود شما در چه ماهی باید متولد میشدید...



فال و طالع بینی - این تست را بادقت جواب دهید و گزینه هایی که انتخاب میکنید اعداد مقابلشان را باهم جمع کنید تا در آخر معلوم شود شما در چه ماهی باید متولد میشدید

1- آیا خود را فردی خودکاو و درونگر تلقی میکنید؟


الف) بله قطعا(3) ب) گاهی اوقات(2) ج) خیر به هیچ وجه (1)

2- چگونه با تغییرات مواجه میشوید؟


الف) به پیشواز و استقبال آنها میروید(3)


ب) به خوبی خود را با آنها سازگار و هماهنگ میکنید(2)


ج) تا جای ممکن از آنها فرار میکنید(1)

3- از کجا ، بیشترین قدرت احساسی تان را دریافت میکنید؟


الف) از درون خود (2) ب) از محیط اطرافتان(1)

4- آیا به جزییات اهمیت زیادی میدهید و به اصطلاح مو را از ماست بیرون میکشید؟


الف) بله(3) ب) تا حدی( 2) ج) خیر (1)

5- آیا در قبال ارتباطهایتان احساس تعهد و مسئولیت میکنید؟


الف) بله (3) ب) گاهی اوقات(2) ج) خیر (1)

6- کدام یک از گزینه های زیر بهتر از همه خصوصیات شما را توصیف میکند؟


الف) پرشور، مشتاق، پر حرارت و سرشار از انرژی (3)


ب) با ثبات، پیگیر، منطقی و اهل عمل(4)


ج) عاطفی و روشنفکر(2)


د) حساس، تحریک ذیر و شهوتی(1)

7- آیا خود را فردی کاری و فعال تلقی میکنید؟


الف) بله کاملا(3) ب)تا حدی(2) ج) خیر اصلا (1)

8- آیا در زمینه خرج کردن پول، خوب و حساب شده عمل میکنید؟


الف) بله کاملا(3) ب)تا حدی(2) ج) خیر اصلا (1)

9- آیا خود را فردی مبتکر و خلاق تلقی میکنید؟


الف) بله کاملا(3) ب)تا حدی(2) ج) خیر اصلا (1)

10- آیا فردی جسور و بی پروا هستید؟


الف) بله (3) ب) گاهی اوقات(2) ج) خیر (1)

11- آیا خود را فردی لذت طلب تلقی میکنید؟


الف) بله کاملا(3) ب)تا حدی(2) ج) خیر اصلا (1)

12- آیا فردی کمال گرا هستید؟


الف) بله (2) ب) خیر (1)

13- آیا احساسات و عواطف خود را بروز میدهید؟


الف ) بله همیشه(3) ب) گاهی اوقات (2) ج) خیر اصلا (1)

14- اطرافیانتان شما را چگونه توصیف میکنند؟


الف) فردی واقع نگر (2) ب) فردی آرمانگرا (1)

15- در یک مهمانی معمولا:


الف) به پذیرایی از دیگران میپردازید (6)


ب) با گفتن لطیفه دیگران را به خنده وا میدارید(5)


ج) در کنار دوستان یا خویشاوندان مینشینید و سخت سرگرم گپ زدن با آنها میشوید (4)


د) خاطرات شیرین و جالبتان را برای دیگران تعریف می کنید (3)


ل) با همه سر صحبت را باز میکنید و هر چند دقیقه یک بار کنار فرد جدیدی مینشینید(7)


م) در گوشهای دنج مینشینید و در سکوت و تنهایی رفتار دیگران را زیر نظر میگیرید(1)


ی) برای مهمانان میوه پوست میکنید و توجه همه را به خود جلب میکنید (2)

نتیجه تست


اگر نتیجه تست به دست آمده با هر کدام از گزینه های زیر مطابقت داشت،شما باید در آن ماه خاص متولد میشدید چرا که خصوصیات تان بیشتر با ویژگی های منحصر به فرد آن برج سازگار است و اگر نتیجه تست با ماه تولدتان یکی باشد،قطعا شرایط خاص ردیف بودن سیارهها و وضعیت کره ماه در هنگام تولدتان مناسب بوده است.


اگر امتیازتان بین 15 تا 17 است: شما میبایست در ماه اسفند متولد میشدید


اگر امتیازتان بین 18 تا 20 است: شما میبایست در ماه بهمن متولد میشدید


اگر امتیازتان بین 21 تا 23 است: شما میبایست در ماه دی متولد میشدید


اگر امتیازتان بین 24 تا 26 است: شما میبایست در ماه آذر متولد میشدید


اگر امتیازتان بین 27 تا 29 است: شما میبایست در ماه آبان متولد میشدید


اگر امتیازتان بین 30 تا 32 است: شما میبایست در ماه مهر متولد میشدید


اگر امتیازتان بین 33 تا 35 است: شما میبایست در ماه شهریور متولد میشدید


اگر امتیازتان بین 36 تا 38 است: شما میبایست در ماه مرداد متولد میشدید


اگر امتیازتان بین 39 تا 41 است: شما میبایست در ماه تیر متولد میشدید


اگر امتیازتان بین 42 تا 44 است: شما میبایست در ماه خرداد متولد میشدید


اگر امتیازتان بین 45 تا 46 است: شما میبایست در ماه اردیبهشت متولد میشدید


اگر امتیازتان 47 است: شما میبایست در ماه فروردین متولد میشدید

چگونه ملاقات با دوستان در زمان غذا خوردن باعث چاقی می شود؟




مطالعات جدید روانشناسان نشان می دهد صرف غذا در رستوران و ملاقات با دوستان در حین غذا خوردن اغلب باعث چاقی افراد می شود.   در این حالت معمولا افراد تحت تاثیر یکدیگر غذاهائی را انتخاب می کنند که کالری بیشتری دارند.

نتایج  یک بررسی در همین زمینه مجله انگلیسی تغذیه  چاپ شده است. در این بررسی از ۱۰۰ نفر زن داوطلب خواسته شد تا غذای خود را از میان میوه های سالم و سبزیجات و یا غذاهای ناسالم از جمله چیپس، شیرینی و سوسیس کوکتل انتخاب کنند. بر اساس این بررسی مشخص شد  زمانی که همراهان این خانمها غذاهای ناسالم را انتخاب کردند ، آنان نیز در مقایسه با زمانی که تنها بودند یا همراهانشان غذاهای سالم انتخاب می کردند؛ غذای ناسالم بیشتری انتخاب کردند.

منبع:
http://www.telegraph.co.uk/science/science-news/9514315/How-your-dinner-date-can-make-you-fat.html

کاهش وزن بدون نیاز به کمتر خوردن




بررسیها نشان داده است که شما می توانید بدون بکارگیری رژیم های لاغری خاص و بدون اعمال تغییرات گسترده در رژیم غذائی خود، تنها با کاهش چربی دریافتی وزن خود را کم کنید.

بررسیها بر روی ۷۵۰۰۰ نفر انجام گرفت که هیچکدام برای کاهش وزن خود کار ویژه ای انجام نداده بودند. آنان فقط با نظارت بر میزان چربی  دریافتی بدنشان و کاهش چربی دریافتی سعی داشتند وزن خود را کم کنند. این مطالعات زیرنظر سازمان جهانی بهداشت جهت اطلاع از میزان چربی مصرفی مطلوب در جوامع انجام گرفت. ۴۳ مورد مطالعه جداگانه در کشورهای توسعه یافته بر روی این تعداد افراد انجام گرفت. افراد مورد مطالعه به دو گروه تقسیم شدند ، رژیم غذائی گروه اول رژیم غذائی همیشگی خود آنها منتها با میزان چربی کمتر بود و رژیم غذائی گروه دوم  رژیم غذائی معمول آنها همراه با موادغدائی سالمتر انتخاب شد. افراد مورد مطالعه بمدت حداقل شش ماه تا شش سال ار رژیم فوق الذکر پیروی کردند.

در تمام مطالعات بجز یک مورد ، افراد موردمطالعه گروه اول یا همان گروه که چربی کمتری نسبت به رژیم غذائی معمول خود داشتند،بطور متوسط ۱٫۶ کیلوگرم از وزن خود را از دست دادند.  این مقدار کاهش وزن شاید بنظر قابل توجه نباشد ولی  تاثیر آن در کل جامعه قابل توجه خواهد بود. از جمله این تاثیرات میتوان به کاهش ۳ درصدی مرگ و میر ناشی از چاقی و کاهش شیوع دیابت  اشاره کرد.


منبع:
http://www.newscientist.com/article/dn22602-lose-weight-without-eating-less--just-cut-down-on-fat.html?cmpid=RSS|NSNS|2012-GLOBAL|health

چند نکته از دگزامتازون

دگزا متازون یا آنطور که بعضا گفته میشود دگزا، یکی از داروهایی است که در اشکال مختلف خود (شربت، قرص، قطره، آمپول و پماد و محلولها) یکی از پرکاربردترین داروهاست و در نتیجه ابهامات و سوالات هم پیرامون آن زیاد است.



معرفی:

دگزامتازون یک دارو از دسته کورتیکو استروئید هاست. از داروهای معروف دیگر در این دسته میتوان به بتامتازون – کورتیزون – پردنیزولون و هیدروکورتیزون اشاره کرد. کورتیکو استروئیدها یا همان کورتون ها داراری اثرات گسترده ای در قسمتهای مختلف بدن هستند که این اثرات گسترده همانطور که می توانند در درمان طیف زیادی از بیماریها مفید باشند، می توانند عوارض جانبی زیادی هم به جا بگذارند.

سوالات رایج:

۱- دگزامتازون چه تاثیری در اشتها و چاق کردن دارد؟

پاسخ: دگزامتازون اشتها را زیاد میکند. علاوه بر آن از طریق ایجاد تورم در بدن شما را چاق میکند. در حقیقت یکی از عوارض استفاده زیاد از کورتون ها ایجاد تورم تدریجی در بدن و افزایش میزان چربی است که باعث پف کردن فرد شده و یا علامتی به نام Moon face  یا ماه رخ! (یعنی گرد و پف کرده شدن صورت) می شود. در نتیجه بیمار احساس میکند که چاق و قوی بنیه شده است. اماحقیقت این است که تمام کورتون ها در استفاده مکرر باعث تحلیل رفتن عضلات وپوکی استخوان می شوند.در حقیقت دگزا متازون بدن شما را رسما به یک پفک تبدیل میکند.

۲-من هر وقت سرما می خورم تا دگزا نزنم خوب نمیشوم. چرا؟

پاسخ: اثر دگزامتازون در سرماخوردگیهای رایج بیشتر علامتی است. یعنی باعث سرکوب واکنشهای ایمنی میشود و در نتیجه علائم بیماری را میپوشاند. این قضیه در سرماخوردگی های ویروسی چندان اشکالی ایجاد نمی کند، اما در سرماخوردگیهای همراه با عفونت باکتریایی (مثلا انواع تب دار یا همراه با گلودرد چرکی) با سرکوب ایمنی بدن، برای باکتریهای فرصتی را برای سازماندهی نیروها و تکثیر فراهم میکند و در نتیجه ممکن است چند روز بعد منجر به شعله ور شدن بیماری و حتی ایجاد عفونتهای شدید تنفسی شود

۳- آیا دگزامتازون می تواند در دوپینگ و تقویت استفاده شود؟

پاسخ: کورتونها می توانند نوعی حالت خوش آنی در فرد ایجاد کنند که به euphoria موسوم است. همچنین باعث تغییرات آنی در میزان قند خون میشوند و بصورت کوتاه مدت ممکن است برخی توانایی های جسمانی را افزایش دهند. البته این داروها در دراز مدت هم باعث پوکی استخوان و هم ضعف ایمنی بدن میشوند بنابراین مصرف مکرر آن حتی به قصد دوپینگ اثرات معکوس خواهد داشت.

نکته: دگزامتازون جزو داروهای ممنوع دوپینگ است.

۴-آیا مصرف دگزامتازون در دوران حاملگی مجاز است؟

پاسخ:دگزامتازون از نظر مصرف در حاملگی جزو گروه c است. یعنی نه جزو داروهای بی خطر است و نه جزو داروهای خطرناک. در صورت صلاحدید پزشک در برخی موارد میتوان با قبول برخی عوارض جانبی از این دارو استفاده کرد. مصرف خودسرانه بویژه در حاملگی کاملا ممنوع است. زیرا ممکن است باعث سرکوب غده فوق کلیه در جنین شود.

۵-من مدتهاست که با تجویز پزشک برای تسکین برخی دردهای مفصلی خود از دگزا متازون استفاده میکنم. الان احساس میکنم حال بهتری دارم. آیا میتوانم دارو را قطع کنم؟

پاسخ: یک اصل کلی در استفاده دراز مدت از کورتون داریم. میزان مصرف کورتون به تدریج زیاد میشود و موقع قطع کردن دارو هم اینکار تدریجا صورت میگیرد. قطع تدریجی بصورت افزایش فواصل مصرف و کم کردن میزان داروی مصرف در هربار استفاده است. هیچگاه مقدار زیادی از کورتون را ناگهان مصرف نکنید یا ناگهان قطع نکنید.

موارد مصرف اساسی دگزامتازون:

۱- ضد التهاب (بخصوص در بیماریهای روماتیسمی-حساسیتهای موضعی یا عمومی-کنترل عوارض بعد از جراحیهای دندان و…)

۲-کاهش ادم مغزی یا ریوی

۳-در درمان برخی اختلالات غده فوق کلیوی

۴-ونیز در بسیاری دیگر از بیماریهای بعنوان درمان اصلی یا کمکی

عوارض شایع و مهم مصرف کورتون:

در مصرف بصورت موضعی (به شکل پماد و قطره یا محلول): تحلیل رفتن پوست در استفاده دراز مدت، لکه افتادن روی پوست و خشکی پوست، تشدید عفونتهای قارچی

در مصرف سیستمیک(خوراکی یا تزریقی): سرخوشی، عوارض گوارشی، تشدید عفونت ها، بیخوابی، پوکی استخوان(در مصرف طولانی)، ضعف ایمنی ، اختلالات هورمونی (نظیر پرمویی، اختلال عادت ماهانه) اتساع شکم و گرد شدن صورت، اختلال آنزیمهای کبدی، تحلیل عضلانی، چرب شدن پوست و تشدید آکنه، تغییرات روحی (نظیر سرخوشی بیش از حد یا تحریک پذیری عصبی)

منابع:

Wikipedia

Harrison’s manual of medicine 16th edition

Katzung And Trevor Pharmacology

جدیدترین مدل لباس زنانه












10 عادت غذایی کم‌خونی‌آور

ز افراط در نوشیدن چای و قهوه تا تفریط در خوردن جگر
10 عادت غذایی کم‌خونی‌آور

خبرگزاری فارس: واقعیت آن است که کلسیم موجود در مواد غذایی مانند شیر، ماست، دوغ و پنیر وقتی با منابع غذایی حاوی آهن همراه شوند، هنگام جذب با آهن موجود رقابت می‌کنند و جذب این ماده معدنی را به حداقل ممکن می‌رسانند



به ادامه مطلب بروید.....

ادامه نوشته

مواد لازم جهت فالگیری


اختلال افسردگی ماژور (عمده)

اختلالات خلقی :

اختلالات خلقی گروه وسیعی از اختلالاتی را شامل می شوند كه خلق مرضی (پاتولوژیك ) و آشفتگی های مرتبط با آن، نمای بالینی غالب آنها را تشكیل می دهد.
در بیمارانی كه خلق بالایی دارند (یعنی درمانیا)، گشاده خویی، پرش افكار، كاهش خواب، افزایش اعتماد به نفس و افكار خود بزرگ بینانه دیده می شود. در بیمارانی كه خلق افسرده ای دارند، از دست دادن انرژی و علاقه، احساس گناه، دشوار شدن تمركز، از دست دادن اشتها و افكار مرگ یا خودكشی وجود دارد. دیگر نشانه ها و علایم اختلالات خلقی عبارت است از تغییراتی در سطح فعالیت، توانایی های شناختی، تكلم و كاركردهای نباتی (از قبیل خواب، فعالیت جنسی و سایر نظمهای زیستی). این تغییرات تقریباً همیشه موجب مختل شدن كاركردهای بین فردی، اجتماعی و شغلی بیمار می شود.
اختلالات عمده در این گروه عبارتند از: اختلال افسردگی عمده (ماژور)، اختلال خلقی دوقطبی، اختلال خلقی با سیكل های سریع، افسردگی های فصلی، اختلال ویس تایمیك (كج خلقی)، اختلال سیكلوتایمیك (خلق دوره ای).  


اختلال افسردگی ماژور (عمده):

افسردگی ماژور طیف وسیعی از اختلالات گوناگون را دربرمی گیرد كه تنها تشابه و نكته مشترك آنها خلق افسرده است.
حمله افسردگی ماژور حداقل باید دو هفته طول بكشد و دست كم چهار علامت از علایم تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت ها، فقدان انرژی، احساس گناه، مشكل در تفكر و تصمیم گیری، افكار عود كننده مرگ یا خودكشی را به همراه لااقل یكی از دو علامت خلق افسرده یا كاهش علائق و لذت، داشته باشد.
خلق افسرده و بی علاقگی یا بی لذتی علایم كلیدی افسردگی است. بیمار ممكن است بگوید احساس اندوه، نومیدی، غمگینی یا بی ارزشی می كند. این بیماران اغلب كیفیتی غیرقابل وصف، اما مشخص برای حالت مرضی خود قایل اند. بیماران اغلب علایم افسردگی را نوعی درد مشقت بار روحی توصیف می كنند. گاه از اینكه نمی توانند گریه كنند، شكایت می كنند.
حدود 3/2 این بیماران به فكر خودكشی می افتند.
10 الی 15% آنان دست به خودكشی می زنند. درعین حال برخی بیماران از افسردگی خود خبر ندارند ولو اینكه از خانواده، دوستان و فعالیت هایی كه سابقاً مورد علاقه شان بود، كناره گرفته باشند. تقریباً همه بیماران افسرده (97%) از كاهش انرژی كه موجب اختلال در انجام وظایفشان مانند شغل، تحصیل و .. می شود، شكایت دارند. حدود 80% بیماران از اشكال در خواب، بویژه سحرخیزی (بی خوابی انتهایی)، بیدارشدن های مكرر در طول شب كه طی آن دایم به مشكلات خود فكر می كنند، شاكی هستند.
بسیاری از بیماران دچار كاهش اشتها و وزن می شوند اما برخی افزایش اشتهاو وزن و افزایش خواب پیدا می كنند.
غیرطبیعی بودن قاعدگی و كاهش علاقه و عملكرد جنسی از دیگر علایم افسردگی است. حدود 50% بیماران می گویند كه علایمشان در طول روز تغییر می كند. طوری كه شدت آن در صبح بیشتر و هرچه رو به غروب می روند، كمتر می شود. علایم شناختی افسردگی عبارت است از: احساس ذهنی ضعف تمركز و مختل شدن تفكر.
افسردگی در كودكان و نوجوانان ممكن است بصورت هراس از مدرسه و چسبیدن بیش از حد به والدین بروز كند.
تقریباً در سراسر جهان شیوع اختلال افسردگی ماژور در زنان 2 برابر مردان است. متوسط سن شروع اختلال افسردگی ماژور حدود 40 سالگی است و در حدود 50% از كل این افراد بیماریشان در سنین 20 تا 25 سالگی شروع می شود.
   
روشهای درمان بیماری
روان درمانی

روان درمانی صرفنظر از نوع و شدت افسردگی، راه اساسی در درمان افسردگی است. از جمله روش های روان درمانی؛ روش های روان پویایی، شناختی- رفتاری، بین فردی و خانواده درمانی می باشند.


آنچه باعث افسردگى مى شود

علت دقیق افسردگى كاملاً شناخته شده نیست اما براساس شواهد به دست آمده مى توان چندین عامل را برشمرد:

1- وراثت 2- ساختار بیوشیمیایى بدن 3- ساختار روان شناختى 4- حوادث زندگى پر استرس 5- نوسان میزان هورمون ها 6- عوامل دیگر مانند بیمارى ها و درمان هاى خاص.

وراثت

افرادى كه یكى از بستگان نزدیك آنها مبتلا به افسردگى اصلى یا اختلال خلقی دوگانه (دوقطبى) باشند دو برابر دیگران در معرضابتلا به افسردگى قرار دارند.




ساختار بیوشیمیایى

هر انسانى ساختار شیمیایى منحصر به فرد دارد. ابتلا یا عدم ابتلا به افسردگى، به میزان مواد شیمیایى مغز او و این كه این مواد شیمیایى چگونه با سیستم عصب مركزى در تعامل است، بستگى دارد. ساختار بیوشیمیایى هر فرد یك عمل تعادل ساز پیچیده است. اگر یكى از مواد شیمیایى به درستى كار نكند كل تعادل و توازن به هم خواهد خورد.
مغز فرمانده بدن است. همانطور كه پیام هاى صادره از مغز (به شكل جریان الكتریكى) حركات ما را كنترل مى كند پیام هاى دیگر عواطف و احساسات ما را كنترل مى كنند. سلول هاى عصبى اصلى ترین واحد هاى مغز هستند. این سلول هاى عصبى به وسیله فواصلى كه سیناپس نامیده مى شوند از هم جدا مى گردند. مواد شیمیایى موسوم به ناقلان عصبى (NEURO TRANSMITTER) پیام ها یا علایم صادره از مغز را از بین این سیناپس ها عبور داده به سلول هاى عصبى مختلف مى رساند.
اگر در یك ناقل عصبى نقص یا عدم توازن و تعادل وجود داشته باشد اختلالات گوناگون ممكن است رخ دهد.
ناقل هاى عصبى سروتونین، دوپامین و نورپین فراین پیام رسان هاى شیمیایى هستند كه گفته مى شود، مسئول كنترل عواطف و روحیه هستند. مخصوصاً سروتونین كه در افسردگى نقش دارد. اعتقاد بر این است كه وجود هرگونه نقصى در سروتونین یا اختلال در شیوه عمل آن اثرات منفى عمیقى در روحیه و عواطف شخص بر جاى مى گذارد.

ساختار روان شناختى

گفته مى شود كه ویژگى هاى اصلى شخصیت یك فرد اغلب در سال هاى اولیه كودكى وى مشخص مى شود. یكى از این عوامل مشخص كننده محیط زندگى فرد است. هر آنچه كه در دوران كودكى در زندگى ما رخ مى دهد به هنگام بزرگسالى اثرات ریشه اى و عمیقى در نگرش و رفتار ما دارد مثلاً مورد بى مهرى و عدم توجه قرار گرفتن، منع شدن از چیزى، یا مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفتن در دوران كودكى مى تواند بعدها در نوع نگرش فرد به جهان تأثیر بگذارد.
محرومیت اجتماعى مانند زندگى در خانه هاى پرجمعیت، و كمبود روابط گرم با شخص قابل اعتماد مى تواند در طول زندگى بر روابط فرد با دیگران تأثیر بگذارد.


حوادث زندگى پراسترس
واكنش فرد نسبت به عوامل خارجى نیز مى تواند بر میزان مواد شیمیایى مغز و كیفیت عمل آنها تأثیر گذاشته و نهایتاً بر روحیه و عواطف شخص تأثیر بگذارد. یك حادثه مى تواند فرد را مبتلا به افسردگى سازد. (به ویژه آن كه فردى قبلاً در اثر عوامل دیگر در خطر افسردگى بوده باشد) این حوادث عبارت اند از 1- بیمارى طولانى مدت 2- بیمارى یا مرگ فرد مورد علاقه 3- طلاق 4- پایان دادن به یك رابطه نزدیك و صمیمى 5- رفتن به یك خانه جدید 6- مشكلات مالى یا ادارى.

نوسان میزان هورمون ها
در زنان نوسان میزان هورمون ها مى تواند باعث افسردگى شود. این حالات عبارت اند از سندرم پیش از قاعدگى- تقریباً 3 تا 8 درصد زنان یك هفته یا چند روز قبل از قاعدگى تحت تأثیر این سندرم قرار مى گیرند. از نشانه هاى این حالت روحیه افسرده، نوسان روحى، اوقات تلخى، تشویش واضطراب است.
افسردگى پس از باردارى (زایمان)
این نوع افسردگى با نوسان هورمون ها پس از حاملگى ارتباط مستقیم دارد، اما عوامل اجتماعى نیز ممكن است در آن نقش داشته باشد. مثلاً یك زن شاغل كه مجبور است به طور ناگهانی به دور از محل كار خود در منزل بماند و روز را به تنهایى و با كودك خود سپرى كند ممكن است احساس افسردگى و انزوا به وى دست بدهد.

افسردگى در دوران یائسگى
ممكن است زنان در این دوران به علت آنكه قدرت تولید مثل خود را دست داده اند دچار اندوه شوند و از طرف دیگر ممكن است رفتن فرزندان بزرگسال از خانه، مادر را دچار افسردگى كند.

عوامل دیگرى كه ممكن است منجر به افسردگى شوند عبارت اند از:1- مصرف مواد مخدر و الكل 2- استفاده از برخى داروها مانند استروئید یا داروهاى مربوط به فشارخون 3- بیمارى هاى خاص مانند پركارى غده تیروئید یا مشكلات عروقى 4- تحلیل انرژى، از دست دادن انرژى ذهنى و جسمى كه معمولاً ناشى از كار طولانى مدت و یا تعهداتى است كه فرد بر روى دوش خود احساس مى كند.


اختلال عاطفی فصلی

مقدمه
آیا تاکنون روزهای کوتاه، گرفته و تاریک زمستان باعث احساس خستگی، بی‌حوصلگی یا افسردگی در شما شده است؟ همه مردم به نوعی ردّ پای زمستان را در خلق و خوی خود حس می‌کنند امّا بعضی‌ها در طول زمستان به طور جدّی گرفتار افسردگی شدید می‌شوند. این عارضه، اختلال عاطفی فصلی یا به طور خلاصه SAD نام دارد.

افرادی که دچار این اختلال هستند، احساس افسردگی، تحریک‌پذیری و خستگی می‌کنند. در اغلب موارد، این‌گونه بیماران با ترکیبی از نوردرمانی و داروهای ضدافسردگی درمان می‌شوند امّا پژوهش‌ها نشان داده است که روش‌های رفتاری-شناختی نیز در درمان این اختلال مؤثرند.


اختلال عاطفی فصلی چیست؟
این اختلال، نوعی افسردگی است که در طول ماه‌های زمستان بروز می‌کند. شکل خفیف‌تری از اختلال عاطفی فصلی ( SAD )، با نام «افسردگی زمستان» شناخته می‌شود.

نشانه‌های SAD از اواخر پائیز و هنگامی که مدّت روشنایی روز کمتر می‌شود (یا به اصطلاح، روزها کوتاهتر می‌شوند) بروز می‌کند و تا اواخر زمستان و اوایل بهار پابرجا می‌ماند.


چه کسانی دچار اختلال عاطفی فصلی می‌شوند؟
70 تا 80 درصد مبتلایان به اختلال عاطفی فصلی را زنان تشکیل می‌دهند. این اختلال بیشتر در مناطقی از کره زمین که دارای عرض جغرافیایی بالاتری هستند و نور آفتاب کمتری دارند وجود دارد. برخی از افرادی که در دفاتری کار می‌کنند که دسترسی کمتری به نور طبیعی دارند، ممکن است این اختلال را در تمام طول سال تجربه کنند.




چه چیزی باعث اختلال عاطفی فصلی می‌شود؟
هنگامی که نور از طریق چشم‌ها عبور می‌کند و به مغز می‌رسد، سروتونین ( Serotonin ) آزاد می‌شود. در طول پاییز و زمستان، روشنایی روز کمتر از بهار و تابستان است و این امر باعث پائین آمدن سطح سروتونین در بدن می‌شود.

سروتونین، مادّه شیمیایی مهمی در مغز است که به عنوان «انتقال‌دهنده عصبی» شناخته می‌شود. انتقال‌دهنده عصبی، مولکولی در مغز است که به سلّول‌های عصبی کمک می‌کند که با یکدیگر کار کنند. یکی از نقش‌ها و وظایفی که سروتونین در مغز دارد، عمل کردن به عنوان پلیس راهنمایی و رانندگی برای سایر انتقال‌دهنده‌های عصبی است. بدون وجود سروتونین به مقدار کافی، بسیاری از فعالیت‌های بدن و از جمله حالت‌های روحی، تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

کاهش روشنایی روز، باعث افزایش تولید هورمون خاصی در بدن به نام ملاتونین ( melatonin ) می‌شود. نقش ملاتونین هنوز به درستی مشخص نشده است امّا تصوّر می‌شود که به فرایند خوابیدن کمک کند زیرا بدن آن را در شب و در خلال خواب، آزاد می‌کند.

این دو باهم، یعنی کمبود سروتونین (که باعث هماهنگی و همکاری سلّول‌های عصبی می‌شود) و افزایش ملاتونین (که بدن را به حالت خواب می‌برد) باعث اختلال عاطفی فصلی می‌شوند.


نشانه‌های اختلال عاطفی فصلی چیست؟

      میل شدید به کربوهیدرات‌ها و قند (گاهی با افزایش وزن توأم می‌گردد)
      کاهش تمایل جنسی
      مشکل در تمرکز کردن
    کاهش کارایی
    مشکل در بیدار شدن در صبح‌ها
    خستگی
    لذت نبردن یا کاهش علاقه نسبت به فعالیت‌هایی که معمولاً ارضاء کننده هستند. مثل خواندن یک کتاب خوب یا گوش دادن به موسیقی
    احساس افسردگی یا غمگینی
    بی‌حوصلگی
    رخوت و خواب‌آلودگی
    کاهش دمای بدن
    خوابیدن به مقدار زیاد
    کناره‌جوئی از فعالیت‌های اجتماعی

اختلال عاطفی فصلی چگونه تشخیص داده می‌شود؟
نشانه‌ها و عوارض ذکر شده، پایه‌های اصلی تشخیص اختلال عاطفی فصلی را تشکیل می‌دهند. این اختلال مشابه افسردگی بالینی نیست. افسردگی، نوسان فصلی ندارد.


روش‌های درمان اختلال عاطفی فصلی چیست؟

    1-  نوردرمانی
    درمان اولیه اختلال عاطفی فصلی، نوردرمانی است. این روش هم توسط انجمن پزشکی آمریکا و هم انجمن روان‌پزشکی آمریکا توصیه شده است. نوردرمانی یعنی افزودن نور بیشتر به محیط.

    نوردرمانی باید از اواسط شهریور و پیش از شروع نشانه‌ها و عوارض آغاز گردد. نوردرمانی معمولاً هر روز صبح و درست پس از بیدار شدن از خواب باید صورت گیرد. پژوهش‌ها نشان داده است که بهترین مقدار مصرف، 10000 لوکس به مدّت 30 دقیقه است. برای بعضی‌ها یک جلسه نوردرمانی دیگر در بعدازظهر نیز ممکن است لازم باشد.

    معمولاً از دستگاهی به نام «جعبه نور» برای این کار استفاده می‌شود. این جعبه حاوی لامپ‌های فلورسنت است و به سادگی قابل حمل می‌باشد. فرد می‌تواند آن را در هر مکانی که مناسب تشخیص می‌دهد، مانند روی پاتختی، روی میز کار و یا روی میز آشپزخانه، قرار دهد. نباید به طور مستقیم به نور نگاه کرد. یک جلسه نوردرمانی می‌تواند بین 15 دقیقه تا 3 ساعت طول بکشد و میزان تابش نور نیز بسته به هر فرد متفاوت است. امّا همان گونه که گفته شد، بهترین مقدار مصرف 10000 لوکس برای 30 دقیقه است. بنابراین اگر جعبه نور شما 2500 لوکس نور ساطع می‌کند باید مدّت نوردرمانی را نیز متناسب با آن، چهاربرابر یا 2 ساعت در نظر بگیرید.

    نوردرمانی ممکن است اثرات جانبی نیز همراه داشته باشد، هر چند گزارش مهمی در این مورد داده نشده است. برخی از اثرات جانبی عبارتند از:

          مشکل در خوابیدن
          خستگی در چشم‌ها
          احساس بی‌تابی
          سردرد
          بی‌حوصلگی
          تهوّع

    2-  داروهای ضدافسردگی
    داروهای ضدافسردگی نیز در درمان اختلال عاطفی فصلی به کار می‌روند. برخی از داروهایی که مانع از جذب دوباره سروتونین می‌شوند (SSRI‌ها) مانند زولافت، پروزاک و پاکسیل نیز می‌توانند به همراه نوردرمانی برای درمان عوارض این اختلال مصرف شوند.


    3-  سایر ایده‌های خود درمانی

        مصرف کمتر کربوهیدرات‌ها
        مدیریت استرس
        ورزش کردن بیشتر
        افزودن نور به محیط کار و زندگی، با افزودن لامپ یا کنار زدن پرده‌ها یا قطع شاخ و برگ‌های درخت‌هایی که مانع از رسیدن نور خورشید هستند.
        داشتن یک برنامه خواب ثابت
        نشستن کنار پنجره، در صورت امکان
        راه رفتن در روزهای آفتابی، حتی روزهای سرد زمستان
        مسافرت رفتن به مکان‌های گرم و آفتابی، به هنگام تعطیلات

افسردگی در محیط کار


وقتی که نمی‌دانید چکار کنید، چکار باید بکنید!؟ عدّه زیادی از مردم از حرفه و شغل خود ناراضی هستند. دلایل این نارضایتی بسیار است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- خستگی به دلیل تکراری بودن کار
2- دستمزد پائین و فشار کار زیاد
3- سالهای زیاد در یک شغل ماندن و از دست‌دادن انگیزه
4- نبودن امکان ترقی شغلی
5- انجام کاری در حدّ پایین تر از مهارت و تخصص فرد
6- انجام کاری در حدّ بالاتر از مهارت و تخصص فرد
7- کار کردن در محیطی که به نیازها و پیشنهادهای کارمندان پاسخگو نیست.
8- شأن پائین اجتماعی برای آن شغل

این‌ها نمونه‌هایی از عواملی هستند که باعث نارضایتی از شغل می‌شوند.



علیرغم این واقعیت که بسیاری از مردم از انتخاب شغلشان ناراضی هستند، ولی بدون هیچ‌گونه تغییری بر سر آن کار می‌مانند. برخی از آنان، دیدگاه بدبینانه‌ای نسبت به زندگی دارند و در نتیجه تصوّر می‌کنند که نباید منتظر هیچ چیز بهتری در زندگیشان باشند. برخی دیگر، فقط به دنبال امنیت شغلی هستند و نارضایتی خود از شرایط کاریشان را نادیده می‌گیرند. این‌ها افرادی هستند که کارآئیشان سال به سال کاهش پیدا می‌کند. عکس‌العمل آن‌ها به نارضایتی شغلیشان، روزشماری برای تعطیلی، مرخصی و بالاخره بازنشستگی است. البته این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که بسیاری از مردم صرفنظر از میزان نارضایتی‌شان از شغلی که دارند به ماندن بر سر آن کار برای تامین مایحتاج خود و خانواده شان نیاز دارند. امّا به نظر می‌رسد بسیاری از مردم نسبت به این که حق انتخاب‌های دیگری هم دارند و می‌توانند مسیر شغلی خود را تغییر دهند آگاهی ندارند. بنابراین با باور این که چاره دیگری ندارند به کارشان ادامه می‌دهند و هرگز متوجه نمی‌شوند که می‌توانستند زندگی بهتری داشته باشند.

نوع دیگری از شاغلین هم هستند که از کارشان ناراضیند و تغییر شغل را هم امکان پذیر می‌دانند امّا نمی‌دانند اگر کار فعلیشان را از دست بدهند، برای تأمین مخارج زندگی چکار باید بکنند. در واقع، این‌ها کسانی هستند که نمی‌دانند می‌خواهند چکار بکنند. اگر از آن‌ها پرسیده شود که در دوران کودکیشان چه آرزو و رویایی داشتند، پاسخ می‌دهند که هیچ. اگر از آن‌ها پرسیده شود که کار فعلیشان را چگونه انتخاب کردند نحوه پیدا کردن کار را توضیح خواهند داد. به عبارت دیگر، روشن می‌سازند که هیچ انگیزه خاصی برای انتخاب کاری که اکنون انجام می‌دهند وجود نداشته است و شاید «حقوق» تنها انگیزه بوده است. برای این افراد، و بسیاری دیگر، زمانی در گذشته وجود داشته است که وضعیت اقتصادی به گونه دیگری بود و وقتی یک شغل می‌گرفتند تقریباً این تضمین وجود داشت که تا آخر عمر می‌توانند روی آن حساب کنند. امّا امروزه وضعیت اقتصادی به گونه دیگر است و شرایط بین‌المللی از جمله کمبود منابع انرژی، رقابت سایر کشورها، استفاده از نیروی کار ارزان قیمت از خارج و ... عمیقاً شرایط اقتصادی را تحت تاثیر قرار داده است و دیگر تضمینی برای حفظ شغل افراد وجود ندارد. در نتیجه، افرادی که بدون بینش و جاه‌طلبی خاصی به سراغ کاری می‌روند در تطبیق خود با شرایط جدید اقتصادی دچار بحران می‌شوند. در این هنگام است که فرد دچار حالت سردرگمی می‌شود و نمی‌داند که چکار باید بکند. بسیاری از افراد در چنین مواقعی به روان‌درمانی روی می آورند. امَا چون این تصوَر غلط را دارند که روان‌درمانی برای آن‌ها کار پیدا خواهد کرد، از این کار خود سرخورده و افسرده می‌شوند. در واقع، تنها چیزی که این گونه افراد می‌دانند این است که از شغلشان ناراضی هستند ولی هیچ تلاشی برای یافتن کار بهتر نمی‌کنند زیرا نمی دانند که واقعاً چه می‌خواهند.

چگونه این اتفاق می‌افتد؟
این اتفاق در نتیجه احساس افسردگی در مورد از دست دادن شغل روی می‌دهد. بحث‌های جلسات روان‌درمانی معمولاً مشخص می‌سازد که گرایش‌های اولیاء آن‌ها نسبت به کار نیز کاملاً منفی بوده است. به عبارت دیگر، پدر یا مادر آن‌ها نیز از کارشان نفرت داشته اند و این نارضایتی خود را هنگامی که از سرکار به خانه برمی‌گشتند ابراز می‌کرده‌اند و این امر بر روی فرزندان آن‌ها تاثیر گذاشته است.

در بعضی موارد، پدر و مادرها در نقش بازی کردن‌ها و رویاهای فرزندان خود دخالت می‌کنند و مخوصا ً اگر خودشان با کاری که فرزندشان در آرزوی آن است مخالف باشند، او را از بازی کردن در آن نقش باز می‌دارند. بدیهی است که این گونه دخالت اولیا در خیال‌پردازی‌های فرزندانشان مانع رشد نوآوری، خلاقیت و تصور در ذهن آن‌ها می‌گردد. کودکانی که این گونه تجربیات را داشته‌اند و بدون امکان تصوّر خود در نقش دکتر، پرستار، مأمور پلیس، آتش نشان و ... هر حرفه دیگری رشد یافته‌اند، در بزرگی از کارشان لذت نمی‌برند و احساس رضایت‌مندی نمی‌کنند.

من از بسیاری از بیماران خود شنیده‌ام که گفته‌اند دوستان و همکلاسیهایشان خیلی از آنها در زندگی جلوتر رفته‌اند و موقعیت بهتری کسب کرده‌اند. گله آن‌ها صرفاً این نبوده است که دوستانشان درآمد بیشتری دارند بلکه می‌گویند آن‌ها از کارشان با خوشحالی و رضایت‌مندی یاد می‌کنند. به عبارت دیگر، دوستانشان احساس تعهدی بیشتر از پول در آوردن نسبت به کارشان دارند.

راه حل چیست؟
این سوال سختی است امّا یکی از پیشنهادهای من به بیمارانی که دچار بحران هویت درباره اهداف کاری‌شان شده‌اند این است که از آن‌ها می‌خواهم بدون در نظر گرفتن دغدغه‌های واقعی بگویند چه نوع کاری را دوست دارند که انجام دهند. منظورم از دغدغه‌های واقعی چیزهایی از این قبیل است:

  • ملاحظات درآمدی
  • آموزش‌های حرفه‌ای بیشتر
  • نحوه پرداخت هزینه‌های آموزش
  • تأمین مخارج زندگی با درآمد آن کار
  • سطح بالا یا پائین بودن آن نوع کار
  • حرف‌ها و افکار دیگران درباره انتخاب آن کار

این‌ها بعضی از جنبه‌هایی هستند که بسیاری از مردم هنگامی که درباره شغلی فکر می‌کنند، در نظر می‌گیرند. یکی از مهمترین نکته‌های منفی در مورد این نوع سوالات این است که فرد را از تخیل و تصوّر خود در یکی از این شغل‌ها باز می‌دارد. واقعیت این است که انسان‌ها می‌توانند هر چیز را برای خود به وجود آورند به شرطی که به خودشان اجازه دهند که درباره آن‌ها به رویاپردازی و تخیل بپردازند.

یک نمونه
سالها پیش، وقتی که در بخش روان‌پزشکی بیمارستانی کار می‌کردم، با یک روان‌پزشک مسن آشنا شدم که همیشه پرانرژی و با نشاط به نظر می‌رسید و از بقیه افراد در آن بخش سرحالتر بود. حتی از همکاران جوانی که پرستار، منشی، نظافت‌چی، و ... بودند. یک روز در فرصتی که در ناهارخوری بیمارستان پیش آمد از او پرسیدم این همه انرژی را از کجا آورده‌اید و آیا هیچ به فکر بازنشستگی هستید؟ البته این سوال من عجیب نبود زیرا او در آن موقع 75 ساله بود.

پاسخ او برای من کاملاً غافلگیر کننده بود. او گفت که به تازگی دوره رزیدنتی را تمام کرده و این نخستین کار رسمی او در حرفه روان‌پزشکی است و بنابراین فکر کردن درباره بازنشستگی موضوعیتی ندارد. پرسیدم چگونه چنین چیزی ممکن است؟ گفت در دوران شصت سالگی، او و همسرش توافق کرده‌اند که او باید به دنبال آروزی تمام عمرش که دکتر شدن بوده برود. تمام دانشکده‌های پزشکی در آمریکا او را به خاطر سن بالا نپذیرفته بودند و او به ناچار به دانشکده‌ای در جزائر کارائیب رفته و دوره پزشکی را در آنجا به پایان رسانده است. سپس به آمریکا بازگشته و در امتحان دوره تخصصی روان پزشکی شرکت کرده و پس از موفقیت در آن، در یک دانشکده پزشکی در آمریکا پذیرفته شده و دوره تخصصی را طی کرده است. سپس چون اغلب بیمارستان‌ها از استخدام چنین فرد سالخورده‌ای سرباز می‌زده‌اند، آنقدر دنبال کار گشته تا سرانجام این موقعیت کاری را در این بیمارستان به دست آورده است.

این داستان الهام‌بخش، داستانی واقعی است و نشانگر این است که هیچگاه برای دستیابی به رویاهایی که داشته‌اید دیر نیست، صرفنظر از تمام موانع و مشکلاتی که بر سرراه باشد.

پیامی که می‌خواهم به شما برسانم این است: به خودتان اجازه خیال‌پردازی و رویاپردازی دهید و به دیگران اجازه ندهید که شما را مأیوس کنند، صرفنظر از تمام موانعی که بر سر راه تحقق اهدافتان وجود داشته باشد. شاید چیزی باشد که نتوانید آن را اکنون انجام دهید امّا برای آینده، همیشه امیدواری وجود دارد، به شرطی که رویاهایتان را حفظ کنید و به حرف منفی‌بافان گوش ندهید.


بین غمگینی و افسردگی تفاوت زیادی هست!

وقتی غمگین هستیم می‌گوییم دچار افسردگی شده‌ام. اما بین غمگینی و افسردگی تفاوت زیادی وجود دارد. غم واكنش طبیعی و نشانه سلامت جسم و روان، به سبب از دست دادن چیزی یا كسی است (از فقدان عروسك مورد علاقه كودك تا فقدان مادربزرگ محبوب). وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم، برایش سوگواری می‌كنیم. سوگواری از واكنش‌های احساسی پیچیده‌ای نشات می‌گیرد اعتراض و شكایت از مرگ فرد، انكار و ناباوری درباره این فقدان، خشم به خاطر از دست دادن كسی كه دوستش داشته‌ایم، و بالاخره تسلیم و پذیرش غم ابدی. بعضی از فقدان‌ها (مانند عروسك كودك)، به زودی فراموش می‌شوند، اما گروهی دیگر (مانند مرگ مادربزرگ) هرگز التیام نمی‌یابند و فراموش نمی‌شوند و تنها كاری كه از ما ساخته است، این است كه بیاموزیم چگونه با آن زندگی كنیم و گذشت زمان تنها مسكنی است كه به تدریج می‌تواند سبب كاهش این‌گونه غم‌ها شود

.اما افسردگی، بعد دیگری بر غم طبیعی (كه سبب رنج همگان است) می‌افزاید. وقتی افسرده هستیم. علاوه بر اینكه احساس غم می‌كنیم، احساس آزاردهنده دیگری نیز داریم، خود را سرزنش می‌كنیم، احساس پوچی می‌كنیم، از راه‌های گوناگون به خود حمله می‌كنیم، به خاطر فقدان پیش آمده احساس خشم می‌كنیم (چرا مادربزرگ باید درست همین حالا كه من نفر اول مسابقات ورزشی مدرسه شدم، بمیره!) خود را مسئول وضع پیش آمده می‌دانیم (اگر من اینقدر گرفتار مسابقات ورزشی نمی‌شدم، شاید، مادربزرگ الان زنده بود، همش تقصیر منه!)




.هر قدر این احساس دوگانه (عصبانیت و محبت) نسبت به شخص فوت شده بیشتر باشد، خشم و گناهی كه در خلال سوگواری احساس می‌شود، بیشتر و غم از دست دادن شدیدتر و طولانی‌تر خواهد بود. فرد افسرده به دشواری می‌تواند در مورد خودش احساس خوبی داشته باشد و زمانی كه اعتماد به نفس او از بین برود، احساس افسردگی شدت می‌یابد و ادامه این وضع به زودی و به سرعت از كنترل خارج می‌شود و ترس از صدای وجدان و ترس از عدم پذیرش توسط دیگران شدت می‌یابند. احساس افسردگی در فرد، حتی نظم فكری او را به هم می‌ریزد. وقتی احساس پوچی و ناامیدی می‌كنیم، می‌گوییم «هرگز وضع بهتر نمی‌شه، و هر لحظه از اینكه هست بدتر می‌شه، دیگر آخر كاره!» یا «من همیشه بدبخت بودم، هستم و خواهم بود و هرگز چیری عوض نمی‌شه!» در چنین موقعیتی، احساس تنهایی و بی‌كسی نیز هجوم می‌آورد و انسان افسرده نمی‌تواند نسبت به این همه ناراضی كه در وجودش احساس تنهایی و بی‌كسی نیز هجوم می‌آورد و انسان افسرده نمی‌تواند نسبت به این همه ناراضی كه در وجودش احساس می‌كند، هیچ‌گونه واكنشی نشان دهد و احساس بی‌كسی، فرسودگی، رخوت و ضعف و در هم شكستگی را به دنبال می‌آورد تا آن‌جا كه فرد افسرده در آن روی یك زندگی عادی لحظه‌شماری می‌كند.
كودكان نیز ممكن است به دلایل خاصی، دچار افسردگی شوند. مثلاً وقتی خرس عروسی كودكی گم می‌شود، یا مادر برای مدتی طولانی تركش می‌كند. در مورد كودكان دبستانی، وقتی دوست آن‌ها بدفتاری یا كینه‌توزی می‌كند، در مورد جوانان، شكست در عشق می‌تواند عامل افسردگی باشد. انسان در طول عمر خود بارها با مواردی از فقدان آشنا می‌شود (تولد خواهر یا برادر دیگر، نقل مكان از خانه‌ای كه بدان انس گرفته است، از دست دادن پرستار مورد علاقه، جدایی پدر و مادر و طلاق) كه هر یك از آن‌ها سبب آزار و فروپاشی نظم روحی كودك می‌شود و مدت‌ها زمان لازم است  تا اوضاع به حال عادی بازگردد. كودكان از خود می‌پرسند: «اگه من بچه خوبی هستم، چرا بابا و مامان یه بچه دیگه آوردن؟» یا «اگه بابا و مامان واقعاً منو دوست دارن، چرا منو آوردن توا ین خونه! من اتاق خودمو می‌خوام!» یا «اگر پرستار دوستم داشت، چرا رفت؟» یا «چطوری بابا تونست بره و منو تنها بذاره؟!»
نوزادان نیز غمگین و اندوهگین می‌شوند، اما چون افسردگی حالت روحی عمیقی است كه بر اثر عدم اعتماد به نفس و قبول خویشتن خویش عارض می‌شود و كودكان تا حدود چهار سالگی هنوز احترام و ارزش گذاشتن به خود و شناسایی خود را درك نمی‌كنند به افسردگی دچار نمی‌شوند.
از چهار سالگی به بعد، آن‌ها به ارزش وجود خود پی می‌برند و بر اساس آن به برقرار كردن ارتباط با دیگران می‌پردازند. از آن پس هر گاه این روابط دچار مشكل شوند و یا صورت نپذیرند، كودك دچار افسردگی می‌شود. همچنین حالت افسردگی هنگامی برای كودك پیش می‌آید كه صدای وجدان در او تثبیت شده باشد. وقتی این استحكام به تحقق پیوست (بین 3 تا 6 سالگی)‏، كودك در مقابل ارتكاب گناه، ضعیف می‌شود. اكنون دیگر نه تنها با احساس غم آشناست، بلكه این احساس او را می‌آزارد. توانایی درك این احساس، منشا بسیاری از واكنش‌های افسردگی است.
افسردگی یك خردسال را از حالات چهره او، كمبود انرژی و تحرك، بدخلقی و عبوسی، تنبلی، سستی، خستگی مفرط، بی‌علاقگی، بی‌حوصلگی، یاس و دلمردگی و نیز پرسش‌هایی كه گاه و بی‌گاه درباره مرگ می‌كند. می‌توان به خوبی تشخیص داد. اما گاه پی بردن به این موضوع به این سادگی‌ها نیست و كودك افسردگی خود را غیرمستقیم آشكار می‌سازد. رشد او متوقف یا كند می‌شود. كم اشتها می‌شود، كم‌خوابی و بدخوابی به سراغش می‌آیند و در تصمیم‌گیری‌ها عاجز می‌ماند و در موارد حاد ممكن است تا مرز آسیب‌رساندن به خود پیش رود. هنگامی كه یك كودك دبستانی به افسردگی دچار شود در تمركز حواس و یادگیری دروس او اختلالاتی پدید می‌آید و در محیط خانه نیز به گوش كردن و پذیرفتن علاقه نشان نمی‌دهد.
افسردگی در كودكان می‌تواند با كوچكترین فقدان به وجود آید، از دست دادن هر چیز كوچك و به ظاهر كم اهمیتی می‌تواند این احساس را در آن‌ها پدید آورد: تغییر مدرسه، تعویض خانه یا پرستار، تولد نوزاد جدید و یا حتی بیماری یكی از والدین.
بنابراین به عنوان والدین آگاه و متعهد باید بكوشیم تا در مقابل این فقدان‌ها فضای امن و استوار تربیتی برای كودك خود فراهم كنیم. همچنین باید در رویارویی با ترس از صدای وجدان كه در وجود كودكمان (از 4 سال به بعد) شدت می‌پذیرد، هوشیار باشیم تا او بی‌دلیل احساس گناه نكند و به تنبیه خود نپردازد. باید بدانیم ترس‌های طبیعی یاد شده در هنگام فقدان در طفل شدت می‌پذیرند. پس باید آماده باشیم تا با گفت و گوهای مناسب و جبرانی، این ساعات طاقت‌فرسا را برای او قابل تحمل كنیم. اكنون نمونه‌ای ارائه می‌شود كه درآن مادری با كودك چهارساله خود در مورد جدایی ا‌و از پرستارش صحبت می‌كند. گویا پرستار كودك، او را ترك كرده است تا برای ارائه تحصیل به دانشكده برود

.مادر: خیلی مشكله كه سارا بره و آدم دیگه اونو نبینه. اون پرستار خیلی خوب و مهربونی بود. اینطور نیست؟
علی: من سارا رو خیلی دوست دارم. چرا داره می‌ره؟!
مادر: اون حالا دیگه بزرگ شده و می‌خواد بره دانشگاه و درس بخونه و نمی‌تونه تو خونه بمونه و از تو پرستاری بكنه
.علی: چرا او نمی‌تونه همین‌جا بمونه و بره دانشگاه؟
مادر: برای اینكه دانشكده‌ای كه اون می‌خواد بره، از این‌جا خیلی دوره. وقتی تو هم اندازه سارا شدی، باید ما رو ترك بكنی و بری دانشگاه، می‌دونم كه دلت برای اون خیلی تنگ می‌شه و آرزو كنی ای كاش نمی‌رفت! اتفاقاً منم همین احساس رو دارم.
علی (گریه می‌كند): اصلاً برام مهم نیست. دیگه دوستش ندارم!
مادر: چون داره می‌ره، از دستش عصبانی شدی و فكر می‌كنی كه دوستت نداره. اما اونم مثل تو ناراحته. سارا قول داده برای تعطیلات عید به دیدن ما بیاد. تا اون موقع هم هر وقت دلت براش تنگ شد، بهش تلفن بزن. تازه می‌توانی براش نقاشی بكشی و بفرستی. قول میدم خیلی خوشحال بشه. اونم مثل تو تنها می‌شه. تا حالا هیچ‌وقت این‌همه از خونه دور نشده بوده.
علی: من شیرمو ریختم روی پوتین‌های نوی سارا و اون سر‌م داد زد
.مادر: نمی‌دونستم كه این مسئله كوچیك این همه تورو ناراحت كرده! درسته سارا از دست تو عصبانی شده ولی فقط چند لحظه بوده و بعد همه چیز تموم شده. این مسئله ابداً ربطی به دانشگاه رفتن اون نداره. قبل از اینكه تو شیر روی پوتین‌هایش بریزی می‌خواست بره. رفتن اون اصلاً به تو مربوط نمی‌شه.
علی: شاید عكس پوتین‌هاشو براش بكشم و بفرستم.
مادر: عالیه! حتماً از خنده روده‌بر می‌شه!
با گفتگویی كه بین مادر و كودك صورت پذیرفت و همدلی و همدردی مادر، مطلب مورد نظر (فقدان پرستار مورد علاقه كودك) كاملاً توسط طفل پذیرفته شد
. او دیگر خود را مقصر ندانست و راه حل و نظر جالی كه نشان دهنده حل مشكل بود نیز ابراز كرد.
«شاید عكس پوتین‌ها‌شو براش بكشم و بفرستم.»

دكتر آوا سیكلر
- مترجم: میترا كدخدایان


علایم جسمانی افسردگی

بیشتر ما نسبت به علایم هیجانی افسردگی مانند احساس ناامیدی، غمگینی، تحریك‎پذیری یا اضطراب، احساس گناه یا بی‎ارزشی، كاهش علایم و انگیزه‎های زندگی، اشكال در تصمیم‎گیری تفكر در مورد مرگ یا خودكشی و ... تا حدودی آگاهی داریم اما ممكن است نسبت به علایم جسمانی ناشی از افسردگی بی‎اطلاع باشیم. در ادامه مطلب به برخی از مشكلات و علایم جسمانی بخش‎های مختلف بدن اشاره می‎شود.


   به نظر می‎رسد افسردگی با عدم تعادل شیمیایی در مغز مرتبط باشد. این مسئله در این كه شما درد را چگونه احساس می‎كنید نقش مهمی دارد. برخی از متخصصین معتقدند كه افسردگی می‎تواند در شما به نسبت سایرین دردهای متفاوتی ایجاد كند. در بیشتر موارد درمان افسردگی از طریق روان‎درمانی یا دارو درمانی و یا تركیبی از این دو مشكل جسمانی شما را حل خواهد كرد.
   شما در بیان وضعیت خود به پزشك حتماً علایم جسمانی را مد نظر داشته باشد. این علایم نیز به درمان نیاز دارند. برای مثال اگر شما بی‎خوابی داشته باشید، پزشك با تجویز یك داروی ضد اضطراب به شما كمك می‎كند، با آرامش و راحت‎تر بخوابید.
   زمانی كه درد و افسردگی با هم تظاهر می‎نمایند گاهی تسكین درد شما به افسردگی‎تان كمك می‎نماید و بالعكس. برخی از داروهای ضد اضطراب از قبیل fluoxetin و citalopram ممكن است به دردهای مزمن شما كمك نمایند. همچنین دیگر درمان‎ها مانند روان‎درمانی شناختی رفتاری می‎تواند شیوه‎های مقابله با دردهایتان را به شما آموزش دهد و در بهبود آنها مؤثر باشد.

سر و گردن
   مشكلاتی مانند سردرد، خستگی‎ و گرفتگی گردن و سرگیجه ممكن است دلایل بی‎شماری از قبیل استرس و تنش داشته باشد. اگر ضربه‎ای به سر شما وارد نشده باشد یا به طور معمول به سردرد مبتلا نباشید، سردرد، گرفتگی و دردهای گردن شما می‎تواند علامتی از افسردگی باشد. اگر شما مستعد افسردگی باشید، در هنگام افسردگی سردردتان بدتر می‎شود. افسردگی باعث تأكید بیشتر فرد بر موارد منفی می‎گردد (این مسأله یكی از علایم افسردگی است) فرد افسرده درد را شدیدتر از حالت عادی احساس می‎كند. گرچه تعداد كمی از سردردها، مربوط به بیماری‎های كشنده می‎باشند، اما اگر سردرد شما بسیار شدید و یا با علایمی مانند تهوع و استفراغ همراه باشد بلافاصله به پزشك خود مراجعه كنید. از دیگر علایم شایع افسردگی بی‎خوابی است كه می‎تواند باعث ایجاد كمبود انرژی و كندی حركتی بدن شود و به شكلی كه روز را به شب رساندن به عملی طاقت‎فرسا تبدیل می‎شود. اگر شما در زندگیتان استرس دارید آن نیز می‎تواند تأثیرات جسمانی برایتان داشته باشد. در مجموع استرس و افسردگی می‎توانند به خستگی و بی‎خوابی منجر گردند. ثبت روزانه علایم در یك دفترچه یادداشت می‎تواند به شما در شناسایی الگویتان و درك آنچه ممكن است باعث شروع علایم‎تان باشد كمك نماید.



سینه
   دردهای سینه، تپش قلب، دردهای كتف و سرشانه می‎توانند از علایم افسردگی و اضطراب باشند كه متخصصین، آن را (افسردگی مضطرب) می‎نامند در صورت وجود این علایم باید مشكلات قلبی بررسی شوند و اگر مشكل قلبی مطرح نباشد این علایم می‎تواند مربوط به سوزش سردل، افسردگی و یا اضطراب باشد. مطالعات نیز نشان می‎دهند یك ارتباط پیچیده و بیولوژیك بین اضطراب، افسردگی و قلب وجود دارد. افسردگی خطر بیماری قلبی را افزایش می‎دهد یكی از دلایل این است كه افسردگی باعث تغییرات بیولوژیك می‎شود كه بر لخته شدن خون و دیگر عوامل مرتبط قلبی اثر می‎گذارد و می‎تواند عواملی را كه به مشكل قلبی منجر می‎گردند، تشدید نماید. استرس یا حمله پانیك نیز می‎تواند باعث ترشح هورمون‎های استرس مانند كورتیزول (كه بخشی از ترشح آن از واكنش‎های طبیعی بدن محسوب می‎گردد) شود كه این هورمون‎ها علایمی مانند سینه درد، تپش قلب و كتف دردی ایجاد می‎كند كه ظاهراً مانند یك حمله قلبی احساس می‎شود. این افزایش ناگهانی هورمون‎های استرس نیز خطر مشكلات قلبی را افزایش می‎دهد.

دست و  بازوان
   در صورت بروز درد در انگشتان و دست، ابتدا مشكل آرتروز به ذهن می‎رسد در صورتی كه این دردها می‎تواند از علایم افسردگی باشد. افسردگی به روی همان مسیرهایی كه در انتقال پیام‎های درد  درگیرند، تأثیر گذار می‎باشد. بنابر این بروز دردهای خفیف یا دردهایی در مفاصل می‎تواند از علایم افسردگی باشد.

شكم
   مشكلات گوارشی، دردهای معده و تغییرات در اشتها می‎تواند علل مختلفی از قبیل زخم روده، برگشت غذا به مری، سنگ صفرا، مشكلات رژیمی، ورزش نكردن یا استرس داشته باشد. اما می‎تواند از علایم افسردگی نیز باشد. وقتی مردم افسرده هستند گاهی دچار مشكلات گوارشی مانند تهوع و یبوست می‎شوند. بخشی از آن به این دلیل می‎باشد كه روده، همانند مغز دارای گیرنده‎های سرتونین و نوراپی نفرین می‎باشد. در مجموع نگرانی،‌اضطراب و استرس می‎توانند منجر به مشكلات روده‎ای گردند. افزایش یا كمبود اشتها در افراد افسرده نیز می‎تواند منجر به كندی عملكرد روده‎ها و نهایتاً باعث مشكلات شكمی گردد.  

پاها
   اگر مشكلات پا بر اثر صدمات، كشیدگی یا رگ به رگ شدن نباشد می‎تواند با افسردگی و دردهای جسمانی ناشی از آن مرتبط باشد. افسردگی توجه فرد را به دردهای خفیفی كه تا كنون نادیده گرفته می‎شدند معطوف می‎دارد و این درد و ناراحتی، را افزایش می‎دهد. افسردگی همچنین می‎تواند ناراحتی‎های مشابهی را ایجاد كند. بخشی به این دلیل كه افراد افسرده انگیزه‎ای برای ورزش كردن ندارند بدنشان ضعیف می‎شود و این وضعیت زمینه را برای درد بیشتر مستعد می‎سازد.

پشت
   تقریباً همه افراد زمانی در طول دوره زندگی خود گرفتگی‎های عضلانی را تجربه كرده‎اند. برخی از دردها و اسپاسم‎های خفیف كه ناشی از صدمات فیزیكی نباشند می‎توانند از علایم افسردگی محسوب گردند. افراد افسرده بیشتر به دردهای آزاردهنده‎ای كه تا كنون نادیده گرفته می‎شدند، توجه دارند و آنها را تشدید می‎نمایند. شاید به این دلیل كه افراد افسرده انگیزه‎ای برای ورزش ندارند،‌ این وضعیف با تضعیف بدن زمینه را برای درد بیشتر فراهم می‎نماید.

كارآفريني چيست؟

كارآفريني فرآيند يا مفهومي است كه در طي آن فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد كسب و شركتهاي  نو، سازمانهاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت  مي‌ورزد . اين امر توام با پذيرش خطرات است ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمت به جامعه  مي‌شود. بنابراين «كارآفرينان» عوامل تغيير هستند كه گاهي موجب پيشرفتهاي حيرت‌انگيز نيز شده‌اند.

انگيزه‌هاي مختلفي در كارآفرين شدن مؤثر مي‌باشند كه از جمله آنها: نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نيازمندي به احساس مفيد بودن و استقلال طلبي را مي‌توان نام برد.

افراد از ويژگيهاي شخصيتي خاص و گوناگوني برخوردار مي‌باشند طبيعي است كه برخي از ويژگيهاي كارآفرينان متمايز و برجسته از ساير افراد است به طور مثال داشتن خلاقيت و نوآوري، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آينده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. شيوه هاي پرورش اين ويژگيها متفاوت است.مطالعه و بررسي در زمينه اقدامات بعمل آمده در مورد موضوع كارآفريني در كشورهاي مختلف بيانگر آن است كه دانشگاهها در زمينه هاي آموزشي و پژوهشي پيشقدم بوده اند ولي فارغ التحصيلان بدون توجه و قصد بكارگيري آموخته ها و قدرت ابتكار خود در راستاي شروع كار و ارائه محصول و خدمت در بازار كار، چندان موفق نبوده اند.

 براي ترويج روحيه كارآفريني از طريق ايجاد و حمايت از خلاقيتها توسط اساتيد محترم، چند راهكار مي تواند مفيد واقع گردد:

  • طرح سوالات و گاهي ايجاد محيط معما گونه در تدريس.
  • آموزش نحوه تفكر علمي و چگونگي آزمون فرضيه ها.
  • تشويق دانشجويان به مشاركت و ذهن انگيزي در تدريس.
  • محترم شمردن سوالات اصيل.
  • اجازه دادن براي برقراري ارتباط جهت گفتگو در مورد تجاربي كه كسب كرده اند.
  • تشويق به احساس عزت نفس و اعتماد به نفس، و
  • تشويق دانشجويان مقاطع تحصيلات تكميلي به اخذ پايان نامه هاي مرتبط با مفاهيم كارآفريني.

 

با توجه به اينكه يكي از پيامدهاي مثبت كارآفريني اشتغال مولد است طرح كاراد با هدف «ترويج و بهره‌مندي از پيامدهاي مثبت» خود در بين دانشگاهيان و فارغ التحصيلان ارائه شده و بمورد اجرا گذاشته شده است.

2 - كارآفريني چيست؟

 در مورد تعريف كارآفريني ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد و درك كامل مفهوم و موضوع \" كارآفريني \" نيازمند اطلاع از ديدگاه هاي بين رشته اي مي باشد. كارآفريني برحسب ماهيت خود و توجه محققان رشته هاي مختلف از نظر روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد، صنعت و حتي تاريخي تعريف شده است.

واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي \"Entrepreneurs\" به معناي \"متعهد شدن\" نشات گرفته است كارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامي مكاتب اقتصادي از قرن 16 ميلادي تا كنون به نحوي كارآفريني را در نظريه هاي اقتصادي خويش تشريح نموده اند.

كارآفريني از مباحثي است كه در تمامي ابعاد توسعه اقتصادي و اجتماعي از حدود 20 سال به اين طرف عملاً در دنياي تجارت و كسب و كار مطرح شده است]3[. از جمله تعاريف كارآفريني مي توان به موارد زير اشاره نمود:

 ژوزف شومپيتر( 1934) فرآيند كارآفريني را \" تخريب خلاق\" مي نامد به عبارت ديگر ويژگي تعيين كننده در كارآفريني همانا انجام كارهاي جديد و يا ابداع روشهاي نوين در امور جاري است. روش نوين همان \"تخريب خلاق\" مي باشد. از نظر وي نوآوري در هر يك از زمينه هاي ذيل كار آفريني محسوب مي شود ]1[:

1 – ارائه كالاي جديد.

2 – ارائه روش جديد در فرآيند توليد.

3 – گشايش بازاري جديد.

4 – يافتن منابع جديد.

5 – ايجاد هر گونه تشكيلات جديد در صنعت.

 

كارآفريني كيفيتي است كه افراد را قادر مي سازد يك فعاليت جديد را شروع كنند يا با قدرت و به طور ناباورانه فعاليت موجود را توسعه دهند.

كارآفريني موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگيري اين پديده مي تواند به تحول و دگرگوني اساسي در اقتصاد ملي منجر شود. كارافريني فرآيندي است كه طي ان فرد كارآفرين با ارائه ايده و فكر جديد ايجاد كسب و كار با قبول مخاطره و تحمل ريسك، محصول و خدمت جديد را ارائه ميكند.

اگرچه تعاريف گوناگوني از كارآفريني ارائه شده است، ليكن بيشتر نويسندگان و صاحب نظران در مجموع كارآفريني را \" فرآيند شناسايي فرصتهاي اقتصادي، ايجاد كسب و كار و شركتهاي جديد، نوآور و رشد يابنده براي بهره برداري از فرصتهاي شناسايي شده مي دانند كه در نتيجه آن كالا ها و خدمات جديدي عرضه مي شود\"]1[.

3 – 1 - تعاريف كارآفرين

  ريچارد كانتيلون1 (1730) اولين كسي بود كه اين واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اينچنين تعريف نمود : كارآفرين فردي است كه ابزار توليد را به منظور تركيب به صورت محصولاتي قابل عرضه به بازار خريداري      مي كند. كارآفرين در هنگام خريد از قيمت نهايي محصولات اطلاع ندارد  ]1[.

جان باپتيست سي2 (1803) كار آفرين را فردي ميداند كه مسووليت توليد و توزيع فعاليت اقتصادي خود را بر عهده دارد ]1[.

فرانك نايت3 (1921) كار آفرينان را كساني ميشناسد كه در شرايط عدم قطعيت4 به اتخاذ تصميم مي پردازند و پيامدهاي كامل آن تصميمات را نيز شخصاً مي پذ يرند ]1[.

طبق نظر كاسون5 (1982) كار آفرين فردي است كه تخصص وي \"تصميم گيري عقلايي و منطقي در مورد ايجاد هماهنگي در منابع كمياب\" ميباشد. وي \"داشتن توان داوري و قضاوت6\"  را عنصري مشترك در تمامي كار آفرينان تشخيص داده است ]1[. از ديدگاه كارلند7 (1984) كار آفرين فردي است كه شركتي را به منظور سود و رشد تاسيس مينمايد  و آنرا مديريت كرده و از آن براي پيشبرد اهداف شخصي استفاده ميكند ]1[.

همچنين به تعاريف زير نيز مي توان اشاره كرد: كارافرين كسي است كه توانايي آن را دارد تا فرصتهاي كسب و كار را ببيند و آنها را ارزيابي كند، منابع لازم را جمع آوري و از آنها بهره برداري نمايد، و سپس عمليات مناسبي را براي رسيدن به موفقيت پي ريزي نمايد ]5[.

كارآفرينان كساني هستند كه با ايجاد محصولات وخدمات نوين مورد نسياز مردم، درآمد خوبي كسب مي كنند. معمولاً گمان مي رود كه كارآفرينان در راه اندازي شركتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هيچ، كسب و كارجديد خلق مي كنند. انها به رغم مخاطرات بسيار، پيشگام كارهاي جديد مي شوند ]4[.

منبع : سايت مركز كارافريني دانشگاه تبريز

ورشکسته‌ای که میلیاردر شد

گفت‌وگو با فاطمه‌ دانشور

کارآفرین موفق عرصه معدن ورشکسته‌ای که میلیاردر شد

 

گسترش آنلاین: فاطمه دانشور یکی از کارآفرینان موفقی است که ۳۵سال سن دارد و از ۲۷ سالگی وارد حوزه کسب‌وکار شده است. او مدیر‌عامل شرکت سپهر آسیاست که در عرصه واردات و صادرات سنگ آهن فعالیت می‌کند. همچنین مدیر‌عامل موسسه خیریه مهرآفرین هم است. او در خانواده‌ای به دنیا آمده که مادربزرگش تمام اشعار شاهنامه را حفظ بوده و برای آنها به صورت قصه تعریف می‌کرده و داستان‌های خود را به اینکه ذات یزدان (خدا) در موفقیت رستم و سهراب و... نقش داشته است به پایان می‌برده. خانم دانشوری می‌گوید: این نوع تربیت باعث شد تا همیشه سایه خود خدا را بر سر خود احساس کنم و بتوانم بر مشکلات غلبه کنم. دانشور از فراز و نشیب‌های زندگی تا رسیدن به موفقیت برای ما صحبت می‌کند که ماحصل آن را می‌خوانید: 

ی شد که جرقه کارآفرینی در ذهن شما زده شد؟
من چند سال است که متوجه شدم کارآفرین هستم. اصلا به این فکر نبودم که کارآفرین شوم. چون می‌خواستم به اهداف خود برسم پول نیاز  داشتم. زمانی‌که من  به طور جدی شروع به کار کردم هیچ پولی نداشتم ولی با ارتباط‌های موثر و سالم خود توانستم در شرایطی که فقط ۶۰۰ هزار تومان پس‌انداز داشتم بتوانم با همین فن ارتباط موثر در یک پروژه ۷میلیارد تومانی وارد شوم.
چگونه توانستید با این پول کم گام به این بزرگی بردارید؟ 
زمانی که لیسانس خود را در رشته مدیریت خدمات بهداشتی گرفتم بلافاصله در مقطع فوق لیسانس در رشته مدیریت بازرگانی وارد شدم. خیلی زود متوجه شدم که تفاوت زیادی میان مدرک لیسانس و فوق لیسانس وجود ندارد و باید وارد حوزه کسب‌وکار شوم. برخلاف رشته‌ای که خوانده بودم توسط یکی از دوستانم در شرکت ایران‌خودرو مشغول به کار شدم.
چند سالی که در ایران‌خودرو کار کردم شرایط و انضباطی که در آنجا حاکم بود من را فولاد آبدیده کرد تا اینکه دیگر کار در آن جا من را راضی نکرد. 
برخلاف صحبت‌های دوستانم که می‌گفتند من نباید از آنجا بیرون بیایم از کارم استعفا دادم. در این زمان بود که متوجه شدم جسارت دارم چون کار به آن خوبی را از دست داده بودم و در راهی قدم گذاشته بودم که اصلا از عاقبت آن با خبر نبودم. 
چون در طول چند سال کار خود ۲-۳ میلیون تومان جمع کرده بودم با یکی از دوستان خود وارد حوزه واردات و صادرات اسباب‌بازی شدم. متاسفانه تمام دارایی خود را در آنجا از دست دادم. برای بار دوم با وجود  اصلاح اشتباهاتم دوباره شکست خوردم. شرایط به گونه‌ای شده بود که من ۱۲طلبکار داشتم  که هر روز با من تماس می‌گرفتند و خانواده‌ام از این جریان خبر نداشتند. میان همه گرفتاری‌هایم یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت همسرم بنا به دلایلی نمی‌تواند با من راهی سفر حج شود  و تو با من بیا. با ۱۰۰ دلاری که برای خرید سوغاتی با خود برده بودم راهی این سفر شدم. این سفر باعث شد که خدا را نزدیک‌تر از همیشه به خود احساس کنم و روز آخری که قصد برگشت به تهران را داشتیم فهرستی را که ۴۰ خواسته و آرزوی خود را در آن نوشته بودم از خدا خواستم. از این همه خواسته خود در درگاه خداوند شرمنده شدم و همان جا از او خواستم تا مشکلاتم حل شود و به ازای آن یک چهارم از درآمد خود را صرف امور خیریه کنم. این شد که هسته اولیه موسسه مهرآفرین شکل گرفت.
زمانی که به تهران آمدید با طلبکاران خود چه کار کردید؟
بعد از دو هفته که وارد تهران شدم. نزد یکی از طلبکارانم که به ظاهر فرد خشنی بود رفتم و در کمال ناباوری مشاهده کردم که او نه تنها از من پولی نخواست بلکه تمام چک‌هایم را پس داد. در کنار این کارش کلید یک شرکت مبله شده را داد و گفت هر وقت توانستی پول درآوری قرض خود را بده. 
چون پولی نداشتم نزد یکی از آشنایانم که صندوق قرض‌الحسنه داشت رفتم. تمام اهداف خود را برای او گفتم و در آنجا  با همسرم که او هم در کار خود شکست خورده بود آشنا شدم و ازدواج کردم. با کمک یکدیگر شرکتی را که الان نام آن شرکت بازرگانی سپهر آسیاست، تاسیس کردیم و تمام کالاها را در حوزه واردات و صادرات پوشش می‌دادیم. در میان سفارش‌هایی که به ما می‌شد چند بار سفارش خرید و فروش سنگ آهن داشتیم که آن را نادیده می‌گرفتیم.
چرا آنرا در نظر نمی‌گرفتید؟
چون فکر می‌کردم که هیچ سودی در آن وجود ندارد. تا اینکه برای اولین بار برای گرفتن کارت بازرگانی خود با فردی که نمی‌توانست سنگ آهن خود را از کشور خارج کند آشنا شدم. 
با فن مذاکره‌ای که در من و همسرم وجود داشت توانستیم این فرد که یکی از افراد معتمد در بازار بود را قانع کنیم تا به صورت امانی یک بار ۴ میلیارد تومانی را  بدون هیچ هزینه‌ای در اختیارمان قرار دهد.  همچنین حمل بار به بندر‌عباس را که یک میلیارد تومان هزینه نیاز داشت به صورت امانی حمل کردیم. کل روند کاریمان که به ۷میلیارد تومان نیاز داشت و باید حداقل نصف آنرا را در اختیار داشته باشیم فقط با ۶۰۰ هزار تومان که آن هم هزینه رفت‌وآمد من بود انجام شد. بار به مقصد رسید و مشمول پاداش هم شدیم. به این ترتیب پول افرادی را که به صورت امانی بارشان را گرفته بودیم بازگرداندیم و از این کار سود سرشاری به من و همسرم رسید.
با سرمایه‌ای که به‌دست آوردید چه کار کردید؟
عهدی را که با خدا بسته بودم انجام دادم و دفتری به اسم موسسه مهرآفرین تاسیس کردم و در آن کودکان کار خیابانی و بد سرپرست را تحت پوشش قرار دادم   در این موسسه بعد از بازتوانی برای آنها کار ایجاد می‌کنم  و آنها را راهی بازار کار می‌کنم.
زمانی‌که که وارد این ماجرا شدم پدرم فوت کرد و سهم الارث وارثان را خریداری کردم و خانه پدری خود را به این ماجرا اختصاص دادم. در مناطق محروم شعبه زدم و همسرم در این راه خیلی به من کمک کرد. شعباتی را در بندرعباس، کرمان، سیرجان، خرم‌آباد، تبریز و مشهد زدیم. ماموریت خودم را در موسسه مهرآفرین به حمایت و توانمندسازی کودکان بد والدین یا 
بد سرپرست و مادران آنها قرار دادم. 
شما علاوه بر مهرآفرین مدیرعامل شرکت سپهر آسیا هم هستید در این شرکت چه کار می‌کنید؟
کار ما در این شرکت تولید و فروش فرآورده‌های معدنی بود. در این فرایند ما معادنی را که خود کشف کرده بودیم یا معدن دارانی که نمی‌دانستند چه کنند را تحت پوشش قرار دادیم. همه  امکانات استخراج، فرآوری و نسب ماشین‌آلات و تجهیزات را  برای آنها انجام می‌دادیم.
آیا شما خود را کارآفرین موفقی می‌دانید؟
من خودم را موفق می‌دانم ولی بهتر از این هم می‌توانم باشم. چون اهداف بلندتر از این هم دارم. همیشه گفته‌ام وقتی یک زن به قله موفقیتی که یک مرد می‌رسد دست پیدا کند جای تبریک دارد چون مرد با ایشالله و ماشاءالله به موفقیت رسیده ولی یک زن با اما و اگر. 
یک کارآفرین موفق چه معیارهایی باید داشته باشد؟
یک فرد کارآفرین باید پشتکار داشته باشد و خدمت به خلق را سرلوحه کار خود قرار دهد. همیشه مثبت‌اندیش باشد و از خطای زیردستان خود بگذرد. شکست‌ها را نتیجه بداند، مسوولیت کارها و خطاها را به عهده بگیرد. از زیر بار مسوولیت شانه خالی نکند.
یک کارآفرین از کاه، کوه نمی‌سازد. مشکلات را خرد می‌کند و بعد آنها را حل می‌کند. قدرت ریسک‌پذیری کارآفرین بالاست. در تمامی این‌ها هدفگذاری صحیح و پشتکار لازمه کار است. آدم کارآفرین جاه‌طلب،  مغرور و قدرت طلب نیست بلکه متواضع و فروتن است.

منبع  گسترش آنلاین شنبه, ۰۱ خرداد ۱۳۸۹ ۱۳:۴۷ نویسنده سمیه راهپیما